|
|
|
||||
|
امروز يه چيزي ديدم كه خيلي متاسف شدم ، اگه ميشد همونجا تو خيابون ميزدم زير گريه!!! يه دختره بود كه بهش ميومد يه22سالي داشته باشه ، از اينا بود كه ميخواست خودشو با جامعه يكرنگ كنه (و هيچ وقت هم اين فكرو نميكنه كه احتمال داره حتي يه جامعه هم در اشتباه باشن)مامانش هم بود ، يه خانم شايد 40-50 ساله ولي خيلي تكيده و پير و داغون بود ، يه غم خاصي تو چشماش نهفته بود ، انگار از درون از چيزي رنج ميبرد.بايد رفتارايه اين دختر رو با مادرش ميديدي ، انگار كه مادره حقه دختره رو به زور خورده بود.من تو كله مسير تويه واحد اينا رو زير نظر داشتم ،دختره به مادرش پشت ميكرد و حتي يه كلام حرف هم باهاش نميزد ، انگار عارش ميشد كه مردم بفهمن اين مادرشه ، وقتي هم كه ميخواستن پياده شن ، بليط مادرش رو بهش داد و حتي با مادرش هم پياده نشد ، جلوتر از مادرش رفت كه حتي كسي حدس هم نزنه كه اينا مادر و دخترن.(منم چون سر يه ايستگاه باهاشون سوار شدم فهميدم ما در و دختر هستن)مادره خيلي مظلوم بود ، خيلي دلم براش سوخت ، باور كن حتي تو همون لحظه هم با اينكه دخترش باهاش بدتراز غريبه ها رفتار ميكرد عاشق بچش بود. من آرزومه يه روز با مامانم برم بازار ، قدم بزنيم ، بگيم و بخنديم اما نميشه ، مامانه منم مثله خيلي مامانايه ديگه هم پا درد داره هم كمر درد .ولي من واقعا عاشقه مادرم هستم.نميگم ميتونم حقه فرزندي رو ادا كنم اما ميتونم كاري كنم كه بيش از اين بهش بدهكار نباشم و كاري نكنم كه از اينكه منو به اين دنيا آورده پشيمون بشه.درسته پدرو مادرا هيچ وقت به رومون نميارن كه چقدر برامون زحمت كشيدن و جووني و عمر شون رو دادن برا ما و ما خيلي بهشون بدهكاريم ولي خودمون نبايد انصاف داشته باشيم؟ يه لحظه به زماني كه خدايي نكرده نباشن فكر كنيد ، هرچند تصورش سخته اما برايه اينكه به خودمون بيايم نيازه كه به همچين لحظه هايي فكر كنيم چون خواهي نخواهي پيش ميان. بخدا اونا چيزه زيادي از ما نميخوان فقط ميخوان موفق ، خوشبخت و سربلند بشيم و هيچ وقت فراموششون نكنيم.زياده؟ تا حالا شده خيره بشين تو چهرشون و با تمام وجود احساس كنيد دوستشون داريد؟ قبول دارم شايد اونا نتونن وضعيت و حالات و احساسات و خواسته هايه مارو درك كنن اما مطمعنم همه ي تلاششون اينه كه كاري كنن كه با ماها هماهنگ شن. بچه ها به خدا خيلي گناه دارن ، تا حالا يه سر ي به خونه سالمندان زديد؟نميگم هر روز و هر هفته بريد اما خوبه بين تفريحاتون يه ساعت هم اختصاص بديد به رفتن به همچين جايي .(هرچند يك ساعت هم نميشه )اگه بريد و دقت كنيد ميبينيد همشون تو در خواست يه چيز مشتركن اونم درخواست محبت. همشون وقتي يه جوون رو ميبينن دوست دارن بياد پيششون و نوازششون كنه و بهش لبخند بزنه. يكيشون ميگفت : پسرم آورده گذاشتم و خيلي وقته نيومده. نميدونستم چيكار كنم ، بغض كردم ، دلم به حال پيرزن نسوخت دلم برا پسري سوخت كه داره با چه نادوني اي زندگي ميكنه ، دلم براش سوخت چون واقعا بدبخت و قابل ترحم ديدمش . ميدونم اين حرف خيلي تكراريه كه ميگن خودمون هم يه روز پير ميشيم اما گفتنش با درك كردنش فرق داره ، بهتره يه كوچولو روش فكر كنيم و با تمام سلول هايه بدنمون اينو درك كنيم كه : ما هم يه روز پير ميشيم . با هر دستي كه بديم با همون دست ميگيريم . بياين سعي كنيم عشق واقعيمون رو بعد از خدا نثار پدر و مادرمون كنيم چرا كه اونا برايه دريافت عشق از جانب فرزند از همه لايق ترند. منتظر نظرات قشنگتو راجع به حرفام هستم.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 9:32 توسط یه جوون
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام.امروز يه صحبتي با آقا پسرا دارم.ميخوام به عنوان يه دخترو به نمايندگي از همه ي دخترا حرفايه دلمو بهتون بزنم ٍاگه فكر ميكنيد حتي يه جملش الكيه اعلام كنيد ، قول ميدم بتونم بهتون ثابت كنم : اول اينكه ما دخترا شديدا روحيه ي حساسي داريم ، هر موقعه كه يكي از بچه ها كلاس با دوست پسرش دعواش ميشه يا باهم خداحافظي ميكنن اين دختر شايد تا يه هفته بغض ميكنه و با ياد دوست پسرش زندگي ميكنه (البته من در مورد هشتاد درصد دخترا با چنين قاطعيتي حرف ميزنم )خلاصه اين دخترا كه واقعا نميدونم براچي با شما پسرا دوست ميشن حقيقتا ظرفيتش رو ندارن و تا عمر دارن دوست پسرشون رو فراموش نميكنن!پس لطفا با دخترا دوست نشيد اگه واقعا قصدتون آزار و اذيته ،به خدا خيلي لطمه ميخورن!شما دوست دارين كسي با خواهرتون اين كارو كنه؟
مورد بعدي در مورد تيپ و قيافتونه، ما دخترا دلمون غش ميره واسه پسرايه مثبت و سر به زير و درسخون و با غيرت!و واسه اين پسرايه بي بند و بار و حال بهم زن ارزشي قائل نميشيم.(اگه من دخترم و يه عمره بينه دخترا زندگي ميكنم كه والا همون دخترايه خيلي جلف هم شايد برا دوستي از اين پسر قرتي ها انتخاب كنن اما به عنوان يه همدم و مونس و يار همچين كساني رو انتخاب نميكنن)
اصلا شما پسرا با اين تيپ و قيافه هاتون ميخواين چي رو ثابت كنيد؟مي خواين بگين خوشتيپد؟ آخه خوشگل تر و خوشتيپ تر از امام زمان كيه؟ پسرا تورو خدا به خودتون بيايد ، آخه يكمي فكر كنيد ، به خدا با اين كاراتون ما دخترا رو به گناه ميندازيد ، چه جوري ميخوايد اون دنيا جواب بديد؟ حتي اون مثبت ترين دختر هم دل داره ، ممكنه با يه نگاه كوچولوش يهو دل بده ! دستش خودش كه نيست !(دخترا سريع دل ميدن ، شما پسرا رو نميدونم!) البته خوشتيپي رو با جلف بودن قاطي نكنيدا! من با خوشتيپ بودن كاملا موافقم اما با جلف بودن و زدن اين تيپايه عجيب و غريب كاملا مخالفم. خواهشن كاري نكنيد كه پشيموني براتون بياره !پشيموني از مرگ هم سختتره! اگر كسي با حرفام مخالفه يا نظر ديگه اي داره يا ميخواد درمورد پسرا صحبت و طرفداري كنه من منتظرم حتي اگه بخواين حرفاتون رو تو وبم ميزنم و به صورت منطقي با هم صحبت ميكنيم! منتظرم
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم تیر 1389ساعت 18:24 توسط یه جوون
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
وقتی دلتون واسه کسی تنگ میشه چیکار میکنید؟ مثلا وقتی یک ساله از عزیزترین دوستتون دورید،وقتی دلتنگش میشید دست به چه کاری میزنید؟ منکه براش نامه مینوسم،بعضی اوقات هم بهش تلفن میکنم،یا حداقلش براش یه مسیج میزنم. مطمئنم کارای شماهم از این حالت ها خارج نیس. حالا اگه انتظار اومدنش رو بکشید چیکار میکنید؟ هرروز ازش میپرسید :چی شد؟کی میای؟زودتری بیا!و.... من خودم با این مشکلات روبرو هستم آخه از عزیزترین دوستام دور شدم و اومدم یه شهر دیگه ، یکیشون قراره بیاد اینجا،اما معلوم نیس کی!من هرروز انتظار اینو میکشم که زنگ بزنه و بگه فردا حرکت میکنم!!اما الان یک سال گذشته ولی همچین خبری نشده، هرچند وقت یه باری ازش میپرسم :پس چی شد؟ اما اون با این که سعی میکنه ناراحتیش رو از من پنهون کنه میگه : امیدت به خدا باشه ،هرچی خدا صلاح بدونه همون میشه ،ما باید راضی باشیم به رضای او! من توی طول این مدت ها که نیست همیشه واسه اومدنش از ته دل دعا میکنم؛اما حتما یه صلاحی تو این کار هست. یه چند وقتیه که این موضوع(دوری از دوستم) منو متوجه ی یه موضوع دیگه کرده ! یه روز که دلم خیلی واسش تنگ شده بود و داشتم علاوه براینکه گریه میکردم واسش نامه هم مینوشتم ،یه آن به خودم اومدم ، پیشه خودم گفتم : ( تا حالا شده دلت واسه امام زمان تنگ بشه؟؟؟؟؟) این سوالو پرسیدمو نا خود آگاه شروع کردم بقیه افکارم رو روی کاغذ آوردم: از خودم پرسیدم : تا حالا شده برای امام زمان اشک بریزی؟ صداش کنی؟ واسه اومدنش به خدا التماس کنی؟ بهش بگی دلم برات تنگ شده؟ تاحالا شده انتظار اومدنشو بکشی؟ تاحالا شده به خدا بگی: پس کی اجازه ی ظهور به تنها منجیه این دنیا میدی؟ بچه ها هیچ میدونید که امام زمان خودشون هم منتظر دعای ما هستن؟ میدونید خودشون هم منتظرن!!!! منتظر فرمان ظهور از جانب خدا. قبول داریدکه ما خیلی ناراحتش میکنیم؟ قبول دارید که تا حالا خیلی دلشون رو شکستیم ؟ هم دله خودشو ن و هم دله مادرشون. پس خدا چطوری میتونه بهشون اجازه ی ظهور در میان مردمی رو بده که اسیر شیطون شدن و با کارایی که دارن از روی جهل و نادونی انجام میدن دلشون رو به درد میارن. بابا امام زمانمون خیلی تنهاست، بین این همه جمعیت توی دنیا هنوز 313 نفر مرد واقعی پیده نشده!! واقعا ما نباید از خودمون خجالت بکشیم؟؟ وقتی میخوایم یه کاری انجام بدیم تمامه فکرو ذکرمون اینه که : مردم خوششون بیاد، وقتی یکی میبینمون کف کنه ، همه بگن چه خوشتیپی ، چه خوشگلی ، همه حسرت چشمو ابرو و تیپو لباسمون رو بخورن ،این دخترو پسرای جوون که همه ی هدفشون جذبه نگاهه جنسه مخالفشونه!!! کی شده وقتی میخوایم یه کاری کنیم یا یه حرفی بزنیم یه کوچولو ، فقط یه کوچولو ، شاید یکی دو دقیقه، فکر کنیم که من الان اگه این کارو کنم ، لباسه بدن نما بپوشم ، جوراب نپوشم ،خودنمایی کنم ، یا اگه این حرفو بزنم ، دله کسیو بشکنم ، فخر بفروشم و ..... کی از دستم خوشحال میشه و کی ناراحت؟ دله کیو شاد کردم و دله کیو به درد آوردم؟ جواب این دوتا سوال خیلی سخت نیست ، حتی یه بچه ی 6 ساله هم میتونه تشخیص بده. شما کدومو انتخاب میکنید؟ شاد کردن دله امام زمانمون یا شاد کردن دله مردم؟؟؟؟؟
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 17:20 توسط یه جوون
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چه كنم گناه نكنم؟ سلام دوستای عزیزم.مطلبی رو آماده کردم در موزد اینکه چیکار کنیم که گناه نکنیم.خیلی جالبه.بخونیدا.
علماى اخلاق مى گويند: منشا و انگيزه ى گناهان ، سه قوه است : قوه شهويّه، قوه غضبيّه، قوه وهميّه . قوه شهويّه ، انسان را به افراط در لذت خواهى نفسانى ، مى كشاند، كه سرانجامش ، غرق شدن در فحشا و زشتى ها است . قوهّ غضبيّه ، انسان را به ظلم، طغيان، آزار رسانى و تجاوز، وادار مى كند. قوهّ وهميّه ، برترى طلبى، انحصار جويى، تكبر و روح خودخواهى را در انسان زنده مى كند و او را به گناهان بزرگى وارد مى نمايد. به اين مثال توجه كنيد: آب ، در عين حال كه مايه ى حيات تمامي جانداران از انسان، حيوان و گياه مى باشد، اگر مهار نشود به صورت سيلابي جريان مي يابد و باعث نابودي حيات بشر مي شود ؛ بنابراين حتي اين پديده حيات بخش نيز نياز به سد سازي و مهار دارد و در صورتي براي بشد مفيد خواهد بود كه به هنگام نياز در كانال كنترل شده خاصي قرار گيرد و از دريچه مخصوصي، به مقدار نياز، جريان يابد، در غير اين صورت طغيان مي كند و ديوانه وار به باغ ها و كشتزارها و خانه ها سرازير شده و همه را ويران خواهد ساخت. در مورد انسان نيز، نيروى غضب براى دفاع و شهوت براى بقاى نسل لازم است ، ولى اگر اين دو غريزه بر اثر افسار گسيختگى طغيان كنند، موجب بروز جنايات ويرانگر و انحرافات جنسى و بى عفتى خواهند شد. در نتيجه اگر بخواهيم جامعه را از لوث گناه پاك سازيم ، و يا وجود خويش را از آلودگى گناه ، حفظ كنيم ، راهي جز كنترل و تعديل غرايز و تمايلات نفسانى نداريم . حل مشكل: 1- گناه شناسي: مبارزه مستقيم با گناه از طريق شناخت گناهان و تفكر در آثار و عواقب دنيوي و اخروي آنها. 2- گناه زدايي: مبارزه اساسي وغير مستقيم با گناه از طريق مبارزه با زمينه هاي گناه و تقويت زمينه هاي صلاح. در يك نگرش كلي و كلان مي توان به اين نتيجه رسيد كه زمينه گناه در انسان چيزي جز ضعف شناخت و اراده نيست. اينك با طرح سوال هاي كوتاه و پاسخ آنها به گشودن راه كمك مي نماييم. 1. چرا بايد خودمان را بشناسيم؟ چون اگر استعداد بي نهايت و ارزش هاي وجودي خود را نشناسيم، هرگز حركتي نخواهيم كرد، تمام حركت تكاملي انسان بسته به نوع و عمق شناخت انسان نسبت به ارزشهاي وجودي خود است. 2. چرا بايد هستي را شناسايي نماييم؟ چون انسان خلاصه هستي است و با هماهنگ و همراه شدن با هستي و قرب به خداي هستي و رنگ خدايي گرفتن به كمال مي رسد ، اگر هستي را نشناسد نمي داند چه بايد كند به عبارت ديگر انسان قانون كمال را از هستي فرا مي گيرد. 3. نقش دين در زندگي انسان چيست؟ آدمي با زبان هستي آشنا نيست و نياز به مترجم دارد. دين ترجمان هستي است و به نحو بسيار ظريفي انسان را به رنگ هستي در مي آورد. تمام دين در جهت به خدا رسيدن و قرب الهي برنامه ريزي شده است. 4. در نهايت دانستن سرنوشت انسان در حيات اخروي و معاد چه كمكي به انسان مي كند؟ معاد و قيامت فرداي زندگي انسان است ، فردايي كه بايد آن را بسازد و تا ابديت در آن بماند، بايد بداند ره سپار كدام وادي و مسافر كدام اقليم وجود است ، بايد براي فرداي خود چه توشه اي فراهم كند و چه مقدار به كار و كوشش بپردازد. ببيند با چه كسي مي خواهد همراه و همنشين شود از همين نشئه با او آشنا و همراه شود تا در قيامت با مشكل روبرو نگردد. يكي از مهمترين مراحل خود سازي، رفع زمينه هاي گرايش به گناه است.
نقش ذكر و ياد خدا: ذکر خدا آثار مثبت فراواني دارد. «ذکر» از آن جهت که با ذاکر اتحاد وجودي مي يابد و باعث حضور خداوند در دل و جان مومن است، موجب مي شود كه ذاکر خود را در محضر خدا حاضر ببيند، و از کمال قرب او بهره مند شود. در نتيجه بر محور حيا از بسياري از افکار پليد و اخلاق زشت و اعمال نکوهيده احتراز مي کند.
دستور العمل: 1- ترك زمينه گناه: 1-1. كنترل چشم: امام صادق(ع) فرمود: نظر دوختن تيرى مسموم از تيرهاى ابليس است و چه بسا نگاهى كه حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد» (سفينة البحار، شيخ عباسى قمى، ماده نظر) تا حد امكان انسان از حضور در مجالس مختلط يا برخورد با نامحرم پرهيز نمايد. 2-1. كنترل گوش: بايد از شنيدنى هايى كه ممكن است به حرام منجر شوند و زمينه ساز حرام هستند پرهيز شود. مانند موسيقى حرام، صداى شهوت انگيز نامحرم و... . 3-1. ترك هم نشيني با دوستان ناباب: دوستانى كه باعث مى شوند انسان گناه را مزمزه كند، در واقع دشمن هستند و بايد از آنها پرهيز كرد. از امام سجاد(ع) نقل شده: حضرت از همراهى و سخن گفتن و رفيق بودن با پنج كس را نهى فرموده: كذاب، گناهكار، بخيل، احمق و كسى كه قطع رحم كرده است. (سفينة البحار، شيخ عباسى قمى، ماده صحب)
2- ترك فكر گناه: ترك زمينه گناه سهم به سزايى در ترك فكر گناه دارد. سعي نماييد فكر گناه را به ياد خداي تبديل نماييد. 3- اشتغال به برنامه شبانه روزى: حتما بايد شبانه روز خود را با برنامه ريزى صحيح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر كنيد و هيچ ساعت بيكارى نداشته باشيد تا نفس شما را مشغول كند. در اوقات بيكارى وسوسه هاى نفس و شيطان به سراغ انسان مى آيد و او را به فكر گناه و سپس به خود گناه مى كشاند اميرالمؤمنين على(ع) فرمود: براستى و حقيقت كه اين نفس (انسانى) پيوسته و مرتب به بدى امر مى كند در نتيجه هر كس آن را به خود واگذارد (و به كارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى كشاند». (الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت پرور، ج 1، ص 544، ح 4). 4- روزه گرفتن: روزه گرفتن قواى حيوانى و شهوانى انسان را تضعيف مى كند اگر قواى شهوانى ضعيف گشت قهرا فكر گناه هم كم رنگ مى شود. امام جعفر صادق (ع) فرمودند: هرگاه شكم پر شود طغيان مى كند. (المحجة البيضاء، ملا محسن فيض كاشانى، ج 5، ص 150). مفهومش اين است اگر شكم بر نشود طغيان نمى كند و بهترين قسم جوع و گرسنگى همان روزه گرفتن است. تذكر اين نكته بسيار ضرورى است كه اولاً: روزه نبايد براى بدن ضررى داشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانيا: براى كارهاى روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنج شنبه باشد نه بيشتر، ولى در هر صورت اگر براى روزه گرفتن عذرى است مورد بعدى يعنى ورزش دو برابر شود. 5- ورزش: هر روز ورزش لازم است البته آن ورزش هايى باشد كه براى بدن ضررى ندارد مثل نرم دويدن و نرم طناب زدن و انجام حركت هاى كششى و اگر براى روزه گرفتن عذرى هست زمان ورزشى دوبرابر شود مثلاً از بيست دقيقه به چهل دقيقه افزايش يابد.
چند توصيه: يك) هيچ گناهي را كوچك نشماريد. دو) در ابتداي روز با خداي متعال شرط كنيد كه گناه نكنيد و در طول روز مراقب اعمال و رفتار خود باشيد و در پايان روز از خويش حساب بكشيد. اگر از عملكرد خويش راضي بوديد، خداي را شكر گوييد و در صورتي كه راضي نبوديد، بر خويش سخت بگيريد. سه). بدانيد كه همواره در محضر خداي بزرگ هستيد ، او بر شراشر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است. چهار) از خداوند با دعا و نيايش استعانت و استمداد بجوييد، زيرا كه خود فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هيچ كدام به فضيلت و تزكيه روي نمي آورديد. (نور، آيه 21) پنج) اعمال و عادات نيكو را جايگزين رفتار ناپسند نماييد; مانند شركت دائمي در نماز جماعت، نماز شب و دعا. قرآن كريم مي فرمايد: خوبي ها سرانجام ميدان را بر بدي ها تنگ خواهد كرد و آنها را از بين خواهد برد. (هود، آيه 114) شش) مطالعه پيرامون زندگي پارسايان و زاهدان و مطالعه كتب اخلاقي ر فراموش نكنيد.
در اين زمينه ر.ک: 1-گناه شناسي/ محسن قرائتي. 2-گناهان كبيره/ شهيد دستغيب. 3- شهيد دستغيب، قيامت و قرآن (تفسير سوره طور).
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 17:56 توسط یه جوون
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام.روزه همگی بخیر. اول از همه، ممنونم از اینکه مطالب وبلاگ منو دنبال میکنید و خیلی هم خوشتون اومده و با نظراتتون کمکم میکنید تا در مورد موضوع هایی که شما دوست دارید بحث کنم. میدونید امروز چی دیدم؟؟؟ کلاسم تموم شد و اومدم سر ایستگاه تا واحد بیاد و برم خونه. در واقع ایستگاه که نه ، توی پیاده رو می ایستیم تا واحد بیاد.یه سراشیبی توی این پیاده روهه و نزدیک ایستگاه ما بود ، از قضا یه چندتا از دخترای جلف و بیخود هم نشسته بودن اونجا. یه چندتا پسر داشتن رد میشدن یهو یکیشون حواسش نبود و از روی این سراشیبی لیز خورد.{خداییش خیلی خنده دار بود اما من سریع رومو برگردوندم و خودم رو زدم به اون راه}یکی از همون دخترا که یکمه خیلی زیادی سیاه بود {هرچند خیلی به خودش روغن گریس مالیده بود اما فایده نداشت}خلاصه این دختره زد زیره خنده. وای بچه ها این پسره رو بگی جوش آورد اساسی . برگشت به دختره گفت رو آب بخندی ، سیاه سوخته.ویه چند تا فحش دیگه.آخرش هم به دختره گفت صورتت انگار 12 شبه.وای این دختره رو بگی اشک تو چشاش جمع شده بود اما خودش رو جمع و جور کرد و تا جایی که تونست جوابه پسره رو داد{البته با همکاری دوستش اما دوتایی هم حریفه پسره نشدن، همه داشتن نگاشون میکردن، جاتون خالی خیلی باحال بود} من این موضوع رو که دیدم گفتم بیام براتون تعریف کنم تا هم یکمی بخندین و هم یه چیزایی بگم. به نظر شما مشکل از کدومشون بوده؟ معلومه که همه تون میگین تقصیره دختره بوده.آخه یکی نبود به دختره بگه آخه دختره ی هرزه ی بیخود می مردی جلوی خندت رو میگرفتی؟ آخه یه دختر تا چه حد ممکنه سبک و بیخود باشه؟ شما خودتون از دخترای سبک و شل و ول خوشتون میاد؟ به خدا که هیشکی خوشش نمیاد!!! تا وقتی که دختر خودش کاری نکنه یا نخ نده که پسر جرات نمیکنه چپ نگاش کنه.{البته ناگفته نماند که دخترای این دوره بجا نخ طناب میدن} یه کوچولو به پسره حق میدم ، خودتو بذار جاش..... وقتی لیز خورده علاوه بر اینکه ترسیده ، جلوی دوستاش و دو سه تا دختر هم ضایع شده بعد این دختره ی ایکبیری بهش هم میخنده!!!! دختر باید سنگین باشه. دختر باید با وقار باشه. دختر باید با متانت باشه. دختر باید عفت کلام داشته باشه. خودتو جلوی یه مشت پسر سبک میکنی که چی؟ بابا دخترا به خودتون بیاین. به خدا همونطور که امام زمان گفتن :دله حضرت زهرا از پهلوشون شکسته تره. مگه ما شیعه نیستیم؟ تورو خدا شرم کنید. تا کی دیگه؟ یه موقعه ای به خودتون میاین که دیگه جوونیتون تموم شده .اونوقته که افسوس میخورین ایکاش جوونیم رو تلف نکرده بودم ، ای کاش تو جوونیم اینقدر دله امام زمان و مادرشون فاطمه زهرا رو خون نمیکردم. یه کمی فکر کنید!!!! میترسی ادم بشی؟ میترسی تغییر کنی؟ میترسی بهت بگن امله؟ میترسی پسرا نگات نکنن؟ بذار اینو بهت بگم که پسرا دلشون لک میزنه واسه دخترای با حیا. برای حرف مردم بیشتر ارزش قائلی یا برای دله امام زمان؟ آدمایی که فکر میکنن با داشتن حیا امل میشن مطمئن باش که خودشون اصله املین.مطمئن باش که شعورشون اندازه ی یه نخود هم نیست.اگه میفهمید ، اگه شعور داشت ، اگه جاهل نبود طرز فکرش اینجوری نبود. مطمئنم که تویی که الان داری مطلبه وبه منو میخونی و دنبال میکنی رو خدا خیلی دوست داره. بخدا راست میگم. دوستت داشته که به سمته وبه من کشوندت شاید چیزا ای رو که کورکورانه پذیرفتی و اشتباه بودن رو بهشون پی ببری و خودت رو اصلاح کنی. همین که اومدی تو وبه منو داری اینو میخونی بدون که خدا یه فرصت میخواد بهت بده. اگه واقعا از کارایی که قبلا میکردی پشیمونی توبه کن. به خدا بگو نمیدونستی. بگو کسی برات نگفته. خدا خیلی مهربونه. خیلی بندهاشو دوست داره. عاشقه اینه که بندهاش صداش کنن و باش صحبت کنن. یه بار امتحان کن. به خدا پشیمون نمیشی. کتابهای زیرو بگیر و بخون. خدا منتظرته. معطل نکن.
نام کتاب:سیمای فاطمه زهرا نام نویسنده:محمدرضا اکبری قیمت:1500
نام کتاب : فرشتگان زمین نام نویسنده : عباس رحیمی قیمت : 1000
+
نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 18:37 توسط یه جوون
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام. بچه ها امروز یه موضوع جالب به ذهنم رسید که به طور اتفاقی جز موارد تحریف شده توی جامعه به حساب میاد. فکر کنم همتون فهمیدین !!!! خوب یه راهنمایی میکنم: مربوط به دختر خانومای جوونه. آهان دیگه مطمئن شدید. آره ، بحثم در رابطه با حجابه. چرا بعضی از ما دخترا حجابمون رو رعایت نمیکنیم؟ چرا فکر میکنیم اونایی که حجاب دارن امل هستن؟{میدونید با این طرز فکر به چه شخصیت بزرگی توهین میکنیم؟} اصلا ما دخترای جوونه شیعه چقدر از حجاب میدونیم؟ اگه یه غیر مسلمون بخواد مسلمون بشه و از ما بپرسه حجاب چیه چی جوابش میدیم؟ بذارید یه سخن از امام خمینی براتون بگم :
"آنها که زن ها را می خواهند ملعبه ی مردان و ملعبه ی جوانان فاسد قرار بدهند جنایتکارند، زن ها نباید گول بخورند . زن گمان نکند که این مقام زن است که بزک کرده بیرون برود ، با سر باز و لخت. این مقام زن نیست ، زن باید شجاع باشد . زن آدم ساز است. ، زن مربی انسان است."
دخترا میدونید ما از چه مقام والایی برخوردار هستیم؟ در پرده ی حجابه که عفت و وقار ما دخترا حفظ میشه و روز به روز بر مقام و منزلتمون افزوده میشه. دخترا جامعه خیلی خراب شده. ما دخترا توی بد وضعیتی هستیم. توی چنین جامعه ای خوب موندن مثله روی لبه ی تیغ راه رفتنه. خطر همیشه در کمین ماست.این پاکدامنی و عفته که به ما دخترا ارزش میده.هرچی دختر خودشو بیشتر نگه داره و بزک نکنه بیاد تو خیابون اعتبارش بیشتره. اینو همه میدونن و میگن که کثیف ترین مردها خواهان زنان پاک و پاکدامن هستن. من خودم وقتی یه دختر با حجاب میبینم دوست دارم همینجوری نگاش کنم ، گاهی اینقدر نگاه میکنم که اون بجای من خجالت میکشه اما وقتی یه دختر بی حجاب می بینم شاید توی اون نگاه اول بگم چه خوشگله{البته خیلی تعدادشون کمه که خوشگل باشن}اما تا یکمی میگذره دلم رو میزنه .دیگه با نگاه کردن بهش حالم بد میشه. ما دخترا ارزشمون خیلی زیاده ، اگه ارزشمون رو بفهمیم و قدر خودمون رو بدونیم هیچ وقت خودمون رو درست نمیکنیم و بیایم تو خیابون تا یه مشت پسر هرزه با دیدن ما لذت ببرن و علاوه بر اینکه خودشون گناه میکنن ما هم حسابی گناه کنیم .چرا که ما زمینه رو برای گناه کردنه اونا آماده کردیم.
از جوانی پرسیدند: برای چه ازدواج نمیکنی؟ گفت : وقتی که هر روز میتوان شیر تازه را به راحتی به دست آورد ، چرا گاو بخرم؟؟
اگه با حجاب بد بریم بیرون فقط ارزش خودمون رو میاریم پایین. دخترا بیاین واقعا یکمی فکر کنیم : یعنی ما اینقدر بی ارزش هستیم ، یعنی اینقدر بدبخته نگاه یه پسر هرزه هستیم؟یعنی اینقدر دلمون برای تیکه های پسرا لک میزنه؟؟؟
مرحوم علامه ی شهید مرتضی مطهری {ره}میفرمایند : "زن مسلمان باید آن چنان در میان مردم رفت و آمد کند که علایم عفاف و وقار و سنگینی و پاکی از آن هویدا باشد و با این صفت شناخته شود و در این وقت است که بیماردلان که دنبال شکار می گردند ، از آنها مایوس می شوند و فکر بهره کشی از آنها در مخیله شان خطور نمیکند ، می بینیم که جوانان ولگرد همیشه معترض زنان جلف و سبک و لخت و عریان می گردند.وقتی که به آنها اعتراض می شود که چرا مزاحم میشوید ؟ می گویند: اگر دلش این چیز ها را نخواهد ، با این وضع بیرون نمی آید."
میدونید حقیقت چیه؟ پسرای لا ابالی با متلک انداختنشون به دخترا شخصیت دخترا رو خورد میکنن . نمیدونم چرا بعضی از دخترا خوششون میاد ،{ شاید هم از اینکه پسره تونسته شخصیت بی ارزش دختره رو بفهمه خوشحال میشه.} تا حالا توجه کردین که هیچ پسری به دخترای باحجاب و چادری متلک نمیندازه!!!! برای اینکه چادر برترین حجابه ، چادر نگاه شکنه{مخصوصا تو این زمونه}دخترای با حجاب و چادری ارزش خودشون رو فهمیدن و اجازه نمیدن هر پسره بیخود و لا ابالی از روی لذت بهشون نگاه کنه و متلک بندازه. پسرابه دخترای با حجاب که ارزششون رو فهمیدن احترام میذارن و براشون ارزش قائلن ، ولی یه دختره بی حجاب وقتی خودش برا خودش ارزش قائل نیست و به خودش احترام نمیذاره چه انتظاری از پسرا داره؟ دخترا ما کم موجودایی نیستیم. نذارین دشمن به اهدافش برسه. دشمن میخواد جایگاهمون رو از ما بگیره ، مثله زمان شاه که زنان حق نداشتند نفس بکشند . نذارین شخصیتمون خورد بشه.
می تونید به کتاب : فرشتگان زمین ، نوشته ی عباس رحیمی مراجعه کنید.قیمتش هم 1000 تومنه.البته اسمه نویسندش رو مطمئن نیستم.حتما بگیرینش.پشیمون نمیشین. یا کتاب : چرا حجاب؟؟ نویسنده :ابراهیم خرمی مشگانی
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 17:33 توسط یه جوون
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام . میدونید امروز چی به ذهنم رسید؟ اینکه بیشتر جوونا تو این دوره زمونه با پدر و مادرشون مشکل دارن !!!!! تا حالا توجه کردین؟ تا حالا شده همچین موضوعی ذهنتون رو مشغول کنه؟ تا حالا شده به خودتون بگین : چرا قدیمیها همش میگن : {ما جلو بابامون پا دراز نمیکردیم ، ما جلو بابامون جرات نداشتیم صدامونو ببریم بالا، ما جلو بابامون فلان و بهمان؟}پس چرا ما اینجوری نیستیم ؟ تا حالا شده به خودت بگی آیا فقط من اینطور هستم یا همه ی هم سن های من اینجورین؟ به نظر شما دلیلش چیه؟ میدونید احترام به والدین از مسائلیه که خیلی توی جامعه ی ما تحریف شده؟ اصلا بذارین یه جوره دیگه بگم : شما کسی رو میشناسین که به دنبال خوشبختی و سعادت نباشه؟ تفسیرتون از خوشبختی هر چی که باشه قطعا عواملی وجود دارن که در رسیدن یا نرسیدنه شما به هدفتون ایفای نقش میکنن!! اما به نظرتون این عوامل چیها هستن؟ یا یه چیز جالب دیگه: شاید این سوال برای خیلی هاتون پیش اومده باشه که بعد از سفارش به توحید و یکتاپرستی کدوم مساله از منظر قرآن بیش از همه مورد توجه خداوند بوده؟ برای یافتن پاسختون به آیه زیر توجه کنید: "و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا..." و پروردگار تو حکم کرد که غیر او را نپرستید ، و به پدر و مادر خویش نیکی کنید.
آیه های خیلی زیادی هست که بعد از پرستش خدای یگانه به احترام به والدین امر شده. به نظر شما آیا احترام به والدین میتونه موضوع کم ارزشی باشه ؟ وقتی این همه خدا توی قرآن سفارش کرده ، وقتی بعد از مساله ی توحید به این موضوع اشاره شده پس موضوع کمی نیست!! ولی چرا جوونای امروز اینقدر نسبت به والدینشون بی تفاوت و بی احترام شدن؟یا برای اینکه خودشون رو توجیه کنن میگن : بابا و مامانم منو درک نکی کنن!!! امام صادق می فرمایند: در آخر الزمان فرزند مرد را می بینی که بر پدر تهمت و دروغ بندد و ایشان را نفرین کند ، و به مرگ آن دو شاد شود. به نظر شما همچین چیزی تو جامعه ی ما نیست؟ معلومه که هست.دسته کم هر کدوممون یک نمونش رو دیدیم. بچه ها یکمی با خودمون فکر کنیم میبینیم که اونا چه زجر ها و سختی ها و بدبختی هایی که به خاطر ما نکشیدن .
گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهان گرفتن آموخت شبها بر گاهواره ی من بیدار نشست و خفتن آموخت دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه ی راه رفتن آموخت یک حرف و دو حرف بر زبانم الفاظ نهاد و گفتن آموخت لبخند نهاد بر لب من بر غنچه ی گل شکفتن آموخت پس هستی من ز هستی اوست تا هستم و هست دارمش دوست
به خدا با هزار امید و آرزو ما رو بزرگ میکنن و هزاران نقشه و آرزو برا وقتی که بزرگ شدیم دارن.اما حالا که به سنه جوونی رسیدیم حتی توی ساده ترین کارها هم باشون مشورت نمیکنیم. بابا حداقل اگه نمیخوایم به حرفشون گوش بدیم ، یا اون کاریو که اونا میخوان انجام ندیم برای اینکه خوشحالشون کنیم و بهشون نشون بدیم که براشون ارزش قائلیم باشون مشورت کنیم و ازشون نظر بخوایم{به خدا اینقدر خوشحال میشن} میریم با دوستامون لباس میگیریم ، از دوستامون نظر میخوایم ، به سلیقه ی اونا پیرهن میگیریم!!!!!آخه چرا؟؟؟؟{خوب اگه با مامان و بابات نمیری بازار یا به قول بعضی آدمهای .... کسره شانه باشون راه بیوفتی حداقل برا اینکه دلشون رو شاد کنی بگو :مامان میخوام مانتو بگیرم به نظر تو چه رنگی خوبه؟؟بابا میخوام موهامو کوتاه کنم به نظر تو چه مدلی کوتاه کنم؟؟ و .....} حالا یه چیزی در مورد کسره شان بگم : چطور اونا وقتی ما کوچیک بودیم و نمیتونستیم دماغمون رو بکشیم بالا براشون کسره شان نبود بامون تو بازار راه بیوفتن؟چطور با همه بدیهای ما میساختن؟حالا هم که حالاهه همه ی تلاش و کوشششون برا اینه که ما راحت و آسوده زندگی کنیم.از گلو خودشون میگیرن میدن به ما تا راحت و آسوده باشیم.تو گرمای تابستون ياسرمای زمسوتريا توی هر شرایط سخت و بد کار میکنن تا ما چیزی کم نداشته باشیم.مامان سر غذا پختن هزار بار دستش میسوزه ، سر گرد گیری دستش زخم میشه، دستش تاول میزنه اما ما راحت نشستیم پا تلویزیون یا خیلی هنر کنیم درس میخونیم. آخه چرا؟؟؟؟؟ مگه واقعا اونا به ما بدهکارن؟ بچه ها بیاین بیشتر بهشون توجه کنیم، دوست داشتنمون رو بهشون نشون بدیم. ماهی رو هروقت از آب بگیری تازست. اگه تا الان فرزند خوبی نبودی از حالا تصمیم بگیر، یه تماس کوچولو دلشون رو شاد میکنه ، دست مامن و بابات رو ببوس ، اگه واسه خودت آقا مهندس یا خانوم دکتر شدی هر روز ازشون تشکر کن و به گونه های مختلف بهشون بگو که اگه به جایی رسیدم بخاطر زحمت های شماست، ازشون تشکر کن. به خدا احترام به والدین هیچ خرجی نداره ولی خیلی چیزا رو واست خریداری میکنه . از همین حالا. پاشو دست به کار شو . اگه بازم کمک خواستی به من بگو . با تمام وجودم کمکت میکنم . اگه از حرفهای من خوشتون اومده و میخواین به صورت گسترده تر بدونید کتاب زیر رو مطالعه کنید:عظمت یک نگاه{مقام والدین} نویسنده: ابوالقاسم شهباز ورزنه قیمت1700تومان
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:18 توسط یه جوون
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام.همونطور که میبینید این اولین آپه منه. دوست دارم تا تهش رو بخونید.مطمئن باشید خسته نمیشید. راستش میخوام اولین بحثم در رابطه با مد باشه. تا حالا فکر کردید که مد چیه؟ نه ، نه .اشتباه نکنید .منظور از مد خوشتیپ بودن نیست. آدم میتونه خوشتیپ باشه اما از مد اطاعت نکنه. خیلی از ماها حرفهایی رو که بقیه میزنن بدونه اینکه روشون فکر کنیم میپذیریم . مثلا همین که خیلی ها میگن اگه میخوای خوشتیپ باشی رو مد بگرد. اصلا هد فمون از پیروی از مد چیه؟ نمیخوام حرفهای کلیشه ای و تکراری بزنم.{من خودم هم یه زمانی خیلی طرفدار مد بودم } اما به چه قیمت؟ آیا انصافه وقتی بابام تو تنگد ستیه من اجبارش کنم که برام مانتوی 40 تومنی بخره؟هرچند مانتوهه اصلا قشنگ نسیت و سر و ته نداره اما رو مده. آیا اجباره وقتی یه تیپ و لباسی باعث به گناه افتادن جوونای مردم میشه رو استفاده کنیم؟ آیا این حقه که مثله این آدمهای کور هرچی بقیه برامون انتخاب کردن بدون در نظر گرفتن بدیهاش بپذیریم؟ ما جوونای این دوره دقیقا همین طوری شدیم. تعجب نداره که.هر تیپ و هر لباس و هر رنگی که غربی ها برامون انتخاب میکنن قبول میکنیم. آخه برا چی؟{هرکی دلیله منطقی داره به من بگه} تا حالا به این فکر کردیم که بالاخره یه روزی این دنیا تموم میشه؟ تاحالا به این فکر کردیم که چطوری میخواید چشم تو چشم عزیز زهرا بشیم؟ تو قرآن داریم که خدا زیباست و زیبایی ها را دوست دارد.{مطمئنم همتون شنید} خدا نمیگه بد ریخت و بد تیپ و شلخته بگردیم.خدا خودش دوست داره که بنده هاشو به بهترین و زیباترین تیپ ببینه . دوست عزیزه جوونم روسری یا شالت رو میذاری عقب که چی؟به خدا همه مو دارن.هیچ دختره جوونی کچل نیست.نمیخواد به همه اعلام کنی که موداری. چرا کفشت رو بدونه جوراب میپوشی؟چرا مانتوی تنگ میپوشی که همه ی برجستگی های بدنت معلوم بشه؟چرا برای غیره شوهرت آرایش میکنی؟{چرا پسرا رو به گناه میندازی؟} چرا ما جوونا تسلیم خواسته های غربی ها شدیم؟ چرا خودمون تصمیم نمیگیریم؟ چرا فکر نمیکین؟ آیا حجاب بانو فاطمه زهرا این جوری بود؟ چقدر دله عزیزه فاطمه رو به درد بیاریم؟با چه امیدی نشستیم میگیم یابن الحسن بیا؟ چرا ما فکر میکنیم غربی ها خوشتیپن؟{یا اگه قبول نداریم که خوشتیپن چرا ازشون پیروی میکنیم؟} اگه آدم با لختی خوشتیپ میشه که حیوونا از همه خوشتیپ ترن چون هیچ پوششی ندارن. آقا پسره جوون چرا موهاتو به انواع و اقسام شکل ها در میاری؟ مگه تو ثبات شخصیت نداری؟ یعنی اینقدر سست عنصری که هر روز خودت رو به یه شکل در میاری؟ چرا لباسی میپوشی که وقتی خم میشی نصفه شکمت معلوم میشه؟چرا ما دخترا رو به گناه میندازی؟ بچه ها بیاین یکمی به خودمون بیایم. میدونید چقدر آمریکایی ها دارن بهمون میخندن؟ پیشه خودشون میگن جوونای ایرانی ، جوونای مسلمان ، جوونای شیعه مطیعه ما شدن. اونا میخوان ثبات شخصیت رو از ما بگیرن که متاسفانه دارن موفق میشن. بچه ها بیاین اجازه ندیم که بر ما تسلط پیدا کنن. اگه دیگه از مد پیروی نکنیم بهشون نشون میدیم که ما برای سلیقه های خودمون ارزش قائلیم. چرا هر رنگی اونا گفتن؟ چرا هر مدی اونا گفتن؟ ما انسانیم میتونیم خودمون تصمیم بگیریم. بیاین همینجا به خودمون قول بدیم که مطیع غربی ها نباشیم. ما عقل داریم، فهم داریم ، شعور داریم ، فکر میکنیم و بهترین رو انتخاب میکنیم. چرا مدل مانتویی رو بپوشیم که اونا میگم؟ چرا پیرهنی رو بپوشیم که اونا میپوشن؟ چرا مدل مویی رو داشته باشیم که اونا میخوان؟ چرا ؟ چرا؟ چرا؟
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:23 توسط یه جوون
|
|
|||||
|
|||||